• تاریخ انتشار : 1395/09/03 - 15:49
  • تعداد بازدید : 19
  • تعداد بازدیدکننده : 19
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

نامه ای به زوار اربعین کربلا

آب  دريا   را اگر نتوان کشيد ، هم به قدر تشنگي بايد چشيد





قلمم بي تاب است ، بي قرار نوشتن ، بي قرار شرح و توصيف آن روز خدا ، اما شرمنده از ناتوانيش در بيان رستاخيز اربيعن ، اربعين که عمري به قدمت تاريخ خلقت بشر دارد . همان دمي که پروردگار متعال اراده آفرينش خلقت را نمود و فرمود « کن فيکن ، باش و شد » قلمم درمانده است که چگونه ميتواند از آنروز اکبر ، آن روز معطر ، آن روز ديدار دلدادگان به دلبر چيزي بنويسد .





درفکر است که چگونه بنويسد از عطش پرشراره پروانگان شيدا که به اشتياق طواف ضريح نور در تب و تابند و يا از قلب پرطپش کبوتران عاشق که درتمناي نوشيدن جرعه اي از فرات معرفت حسين(ع) تشنه کامند و يا شرح از احوال آنانيکه تاول پاهايشان مهر دلدادگي به حسين و اولاد حسين (ع ) است و آنانيکه بارها و بارها در پي خط سرخ سالار شقايقها ، طومار برعهدي کوفيان زمان را درهم پيچيده اند . اما بايد در اين وادي سرسپردگي هرکس به قدر بضاعتش همراه اين کاروان نور شود ، چرا که « آب دريا را اگر نتوان کشيد هم به قدرتشنگي بايد چشيد » پس قلمم مينويسد از آن دختربچه کوچکي که به خونخواهي رقيه (س) آمده ، قلمم مينويسد از شور و حال آن خواهر شهيدي که به دلداري شيرزن کربلا زينب کبري (س) فرسنگها راه پيموده . قلمم مي نويسد از آن کارگري که در سجده هايش بکرات تربت مظلوم حسين را باعرق جبينش و زلالي اشکهايش شستشو داده . باخود ميگويم شايد تربت حسين قسمتي از همان ترابي است که انسان با آن آفريده شد و اينچنين مقام و منزلت يافت ؟؟





قلمم مينويسد از آن معلمي که امروز در مکتب حسين (ع) به تلمذ نشسته و تعهد نموده تا آموخته هايش را زير بيرق سرخ حسين سينه به سينه به وارثان اين قيام منتقل کند و مي نويسد از آن پيرزني که در حجاب چادر مشکي اش عمري عزادار فرزند زهرا (س) بوده . وه که چه هنگامه ای است امروز ، اگر امروز عاشورا بود چه رشادتها که ميکردند اين اقيانوس خروشان ، اين جانفدايان و سرسپردگان .





قلمم از آن برادري بنويس ، هماني که پيشاني بند سرخي بانام مطهر ثارا... را بر پيشانيش بسته آري هماني را مي گويم که در کنار آن جماعتي است که به ياد همرزمان شهيدشان جفيه بردوش انداخته اند . قلمم مراقب باشد تا چيزي را از قلم نيندازي آن پيرمردي که با تيکه برعصايش شتابان درپي کاروان است و يا از آنکه بادستهاي ترک خورده اش چرخهاي ويلپرش را حرکت ميدهد ويا ....... اين چه عشقي است که هرروز فروزانتر ميشود.

مردمان کدام نقطه از جهان اينچنين ند . کجا ميتوان خيل عظيمي را ديد که بعداز 1400 سال مجنون و سرسپرده معشوقشان باشند . هرلحظه نام دلرباي « ياحسين » از اعماق سينه اين خيل واله و شيدا به آسمان پرميکشد و بربالهاي هزاران ملک تا عرش خداوند عروج ميکند . در شگفتم از اين شور الهي که محدود به هيچ مرزي نيست . حسين سفينه نجاتي است براي رهايي از دلبستگيهاي بيمقدار دنيا و وصال به آن معبود بي همتا . عشق به حسين(ع) مرد و زن نمي شناسند ، پير و جوان ندارد . عشق حسين (ع)شيعه را بيمه مي کند . اربعين حسيني کانون تلاءلو حريت و آزادگيست. اربعين نقطه عطفي است درتاريخ اسلام حماسه اي ستودني و بس عظيم از خيل سفيراني از جنس نور که در اجابت نداي « هل من ناصرينصرني » اباعبدا.... الحسين (عليه السلام ) باتحمل سختيهاي اين سفر معنوي خود را به اربابشان رسانيدند و تجديد پيماني با سلاله زهراي اطهر(س) نمودند .



زيارتتان قبول اي وارثان خون حسين (ع)

عصار - روابط عمومي خراسان رضوي

  • گروه خبری : تهران
  • کد خبر : 16287
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم